X
تبلیغات
" سطرهای پنهان " - چرا ادبیات میخوانیم؟!

" سطرهای پنهان "

چرا ادبیات میخوانیم؟!

 

چرا ادبیات میخوانیم ؟!دلیل توجه استعمارگران هر عصر به بخش ادب کشور مورد استعمار  چیست ؟!

اگر از لحاظ لغوی هم به کلمه ادبیات دقت کنیم مجموعه آثار مکتوبی است که بلندترین و بهترین افکار و خیال ها را در عالی ترین و بهترین صورت ها تعبیر کرده است .در پی انتشار این آثار مجموعه ای از احوالات و طبایع قوم های مختلف در جهت ابزار سیاسی و اجتماعی قرار دارد و حال اینکه همه ما انسان ها با تاریخ پیوند خورده ایم در حقیقت این خاصیت ماهیت ادبیات است که هر چه قدر هم اهالی ادبیات در اصل ماهیت اختلاف نظر داشته باشند اما حقیقت شاهنامه ی فردوسی , آثار تاگور , داستان های داستایوفسکی و غزل حافظ یکی است و این ماهیت همان نفس انسانیست !...انسانی که هر روز در جست و جوی خویش ناکام تر و ناکام تر میشود با ادبیات گویی دری برای یافتن حقیقت خویش پیدا کرده است .نکته مهم این است که شاید همه انسان ها این حقایق رو به طور ضمنی و برای استفاده در مقالات خویش به کار میبرند اما گاهی برای توجه به بعد نفسانی خویش نیاز به تلنگر یک ادیب است از این رو ادبیات برای انسان هایی که در جست و جوی خویش به سر میبرند زیبا, عجیب, شگفت انگیز و گاه خارق العاده است ...به قول استاد ندوشن "ادبیات رشته روشنفکری است "روشنفکری که دست مایه تغییر در هر بعد انسانی را شامل میشود خواه از جهت مثبت خواه از جهت منفی. پس قلم قداست دارد !قداست به آن معنا که ضمیر هر شخص را روشن میکند گاه در پی تغییر آن بر می آید و گاه تاکید دارد !

نکته دیگری که اشاره به آن حایز اهمیت و ملموس تر است این است که سال ها پیش زنده یاد هوشنگ گلشیری در پاسخ به این سوال که چرا مینویسیم جواب داد "مینویسیم تا فراموش نکنیم " حال من میخواهم بگویم ادبیات میخوانیم تا فراموش نکنیم که تنها نیستیم ,احساس کنیم ,استوار بمانیم و آرزوهایمان را از یاد نبریم و هویت یابی کنیم یادمان باشد احساس هویت ملی نتیجه جاذبه فرهنگی است نه استقرار دولت ها و بعد های سیاسی آن ها !

امروزه تجدد خواهی نماد ذهنی تمام کشورهای در حال توسعه است و این تمنا جز باتشکیل مجامع ادبی میسر نیست .تکلم  و نوشتار در هر سطح و در هر مکان بزرگترین دست مایه افراد برای رسیدن به خواسته هاشان می باشد و این دست مایه جز با حفظ ماهیت ادبیات امکان پذیر نیست .در حقیقت این ماهیت ادبیات است که باعث ایجاد بلوغ فکری و ایجاد زمینه های روشنگری برای افراد تجدد خواه میشود و این مساله امکان پذیر نیست جز حفظ اشعار ملی و نوشته های وطنی هر کشور .

تاریخ یک کشور به افراد آن کشور ماهیت میدهد و ماهیت هر شخص طبق نسبه و پیشینه آن کشور به افراد جامعه غرور و تشخص میدهد .اگر کسی واقعا بخواهد از منافع کشوری استفاده کند اول باید شخصیت ربایی کند و چه چیزی راحت تر از ربودن شخصیت ملی افراد جامعه !نابود کردن تاریخ یک کشور که همواره جزء جدانشدنی از ادبیات یک کشور بوده است .به چالش کشیدن یک جامعه و شخصیت های آن تنها از طریق فرهنگ و ایجاد فقر فرهنگی امکان پذیر است در آن زمان است که افراد در جست و جوی یک شخصیت مدرن خود را متکی به جامعه دیگری میبنند که جلال از آن به عنوان "غرب زدگی فرهنگی" نام میبرد !حضور کلمات بیگانه در ادبیات  روز به روز ما رو وابسته تر و باعث ایجاد پنهان کردن معنا و مقصود حقیقی در پس لهجه زیبای آن کلمات می کند و زمانی میفهمیم که همین زمان مجالی برای اعتراض نمیگذارد !

در روزگاری که سرنوشت حکومت ها را میزهای مذاکرات تعیین میکنند نه میدان های جنگ و بردهای توپ های جنگی ادبیات جایگاه خود را محکم تر از قبل میبیند و استعمارگران هم بیش از پیش به این جایگاه واقفند .در برزخ های اجتماعی ما بحران هایی وجود دارد که در حال حاضر در سه دسته قابل بررسی هستند 1-پیشرفت علم 2- تحول ماشین -3-بحث در مورد دموکراسی غربی ,که در مورد آخر تنها وسیله دفاع ما در این وادی ادبیات ماست که مورد توجه ترین نکته برای استعمارگران به شمار میرورد .پس انگیزه ی این استعمار پررنگ تر از قبل نمایان میشود آن چه که مهم است این است که ادبیات فارسی حامل هویت ملی ماست هویتی که مرزهای جغرافیایی حامل این هویت نیستند بلکه ترنم موجود در شعر مولانا رنگارنگی شعر منوچهری و...حامل آنند !

ایرانیان همواره به کشور خود عشق می ورزیدند .پژواک این دلبستگی در نگاه ژرف سفیر فرانسه (کنت دوگوبینو) در زمان ناصر الدین شاه است که میگوید آنان مردمانی عاری از حس وطن پرستی سیاسی هستند !از نظر من یعنی ایرانیان بدون توجه به گشورگشایی ها و چیره شدن ملت ها و دولت های مختلف بر آنان به فردیت انسانی توجه دارند در نظر آنان فردیت ایرانی قابل تشخص است نه منافع و سود شخصی !حال آنکه منافع شخصی را مایه تکه تکه شدن سرزمین خود میدانند و چه راهی بهتر از دزدین این فردیت تا گسستن وجودی کشوری با قدمت ایران؟!....

دلارام -۱۵/۱/۸۸

+ نوشته شده در  Sat 11 Apr 2009ساعت 17:23  توسط Delaram  |